تبليغاتX
...نه هر که سر بتراشد قلندری داند...

واقعا این موجود دوپا مخلوق عجیبیه...

 گاهی دلش می گیره !

 گاهی تفکرش تغییر می کنه!                                                                    

گاهی حسابی که رو کسی باز می کنه پنبه می شه!

و هزارتا گاهی های دیگه...

حالا باید چکار کرد؟! نمی دونم...

نوشته شده توسط نویسنده در | | لينک به اين مطلب
نامه ای سر گشاده

با عرض سلام

دیشب به اتفاق یکی از دوستان روحانی جوان ساکن قم که برای تبلیغ به آستارا آمده اند سری به یکی از مساجد آستارا زدیم در آن مسجد خادمی از خادمان آن  مسجد پشت میکروفن تشریف بردند و افاضاتی نموده که مسئله ای در حین سخن گفتن وی نظر اینجانب را به خود جلب نمود : "که راه انداختن دستجات عزاداری بنا به دستور مسئولی ممنوع می باشد"

این کلام واقعاْ برایم عجیب به نظر رسید که چرا این مسئول که در حکومت اسلامی خدمت می کند مانع راه انداخت دستجات عزاداری شده در حالی که در سیره و سخنان معصومین تاکید به عزاداری و سر دادن ناله و مویه شده است شاید خالی از عریضه نباشد قسمتی از حدیث امام محمدباقر (ع) را ـ که خود حضرت در واقعه ی عاشوراء حضور داشتند ـ یاد آوری کنم.

ایشان در حدیثی سفارشاتی  به افرادی که در روز عاشوراء موفق به زیارت امام حسین نیستند چنین دستور می فرمایند "خود بر حسین ندبه و عزاداری کنند و به اهل خانه ی خویش دستور دهند که بر او بگریند و در خانه های خود به اظهار گریه و ناله بر حسین مراسم بر پا نمایند" و در ادامه می فرمایند"ویتلاقون بالبکاء بعضهم بعضا بمصاب الحسین"(و یکدیگر را با گریه و تسلیت گفتن در سوگ حسین ملاقات نمایند) کامل الزیارات ص ۱۷۵ چاپ مرتضویه ی نجف.

حال شما قضاوت کنید آیا منظور امام (ع) - که حرف وسیره ی ایشان برای ما حجت ودلیل شرعی است - راه انداختن دسته جات عزاداری نیست؟اگر هست چرا ممانعت می کنید و اگر نیست منظور امام را از این حدیث برایمان تشریح فرمائید به هر حال اینجانب با اقتداء به مولایمان حسین بن علی (ع) که برای امر به معروف و نهی از منکر  قیام نمود وملاحظه ی حدیثی از امام حسین که  بر روی کارت یکی از تشکلات دانشجویی واحد آستارا ـ مزین به نلم حسین (ع) است ـ  چاپ شده بود "مردم در برابر ظلم حق سکوت ندارند " به ممنوعیت حضور دستجات عزاداری معترض می باشم . مگر دهه ی اول محرم چند روز است که این را هم با اسبابی همراه سازیم.به هر حال به قول آستارایی ها دستگاه دستگاه حسین است!که هر که با آل علی در افتاد بر افتاد. 

 

نوشته شده توسط نویسنده در | | لينک به اين مطلب

«غدير» در زبان عربي به معني گودال و «خم» نام محلي نزديك منطقة «جحفه» است. كه در آن روزگار چشمه‌اي روان و درختاني كهنسال داشت. به دليل موقعيت سوق الجيشي «غدير خم» حاجيان شهرها و سرزمين‌هاي مختلف عربستان پس از انجام مناسك حج و هنگام بازگشت به شهر و ديارشان در اين منطقه از هم جدا مي شدند. آنچه نام اين محل را در تاريخ اسلام مهم و به يادماندني كرده است به سال دهم هجري و تصميم  پيامبر اسلام (ص) براي زيارت خانه خدا و به جا آوردن مراسم حج و اعلام ايشان مبني بر اينكه امسال آخرين حج ايشان خواهد بود، برمي‌گردد. لذا مردم شهرها و مناطق مختلف عربستان به وسيله قاصداني از اين امر مطلع شدند


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نویسنده در | | لينک به اين مطلب
خطاب به...

      بعد از انتخابات اخیر تعدادی بر علیه یا له اینجانب موضع گیری هایی کردند ولی ما سکوت کردیم چون دیدیم دست وردار مان نیستند مطلب زیرا به عنوان خاتمه کلام درج می کنم امیدوارم دیگر بچه بازی ها به اتمام برسد:

"هرگز خود را آن گونه که دوستانم در حق من باور کردند یا آن گونه که دشمنانم در اندیشه دارند‌ نشان نداده ام . آن صورت که هر دو دسته از من ترسیم کرده اند جز ضمیر آنها نیست"

نوشته شده توسط نویسنده در | | لينک به اين مطلب
دلم براي دل تنگيهايم تنگ شده

سلامم را نمي خواهند پاسخ گفتند....

نوشته شده توسط نویسنده در | | لينک به اين مطلب
2نکته انتقاد!

آستارا شهری است با پتانسیل عظیم و زیبایی منحصر به فرد خویش را دارد ولی از طرف متولیان امر مورد بی مهری است ولذا به نظر می رساد حقش بیشتر از این هاست چرا که می تواند بیشتر از اینی که هست باشد سال گذشته فرصتی شد از شیراز این پایتخت جادویی ایران زمین دیدن کنم وقتی از بین سخره های عریان می گذری و وارد دره شیراز می شوی به کل بی آب و علفی مسیر از ذهنت پاک می شود و با زیبایی خاصی مواجه می شوی که زیبایی رنگ سبز چشمانتان را با آرامش نوازش می کند آب نماهایی که زندگی را چند برابر هدیه می دهند و ده ها باغ قشنگ و بنا های زیبا ولی آستارا چه؟!وارد شهر که می شوی وقت و بی وقت با بساط زشت اتاق خالی مواجهی که انسان را از بودن پیشمان می کند ویا داخل تر پیش روی می کنی بند و بساط و کریح دست فروش ها را می بینی ! دل آدمی ملول می شود آب نمایی که آدمی از آن لذت ببرد وجود ندارد راستی چرا؟! آخر این شهر در استان گیلان واقع شده کنار دریاست آب زیر زمینی دارد برای تهیه آب قنات نباید کند.

نوشته شده توسط نویسنده در | | لينک به اين مطلب
قابل توجه اساتید دانشگاه آزاد اسلامی

بر اهل زمین رحمت آورید تا اهل آسمان بر شما ببخشایند امام حسن عسگری(ع)

با سلام

با توجه به اینکه این روزها فصل امتحانات دانشگاه هست و دانشجویان ثمره یک ترم خود را با تصحیح ورقه به دستان ارزشمند شما  برداشت خواهند کرد .همانطوری که مستحضرید وضعیت معیشتی مردم این روزها خوب نیست و حتمن این جریان هم برای شما هم ملموس است زیرا که شما هم جزیی از این اجتماع هستین و لذا عاجزانه تقاضا مندم در تصحیح اوراق امتحانی بر حسب قاعده لطف ارفاق را در نظر بگیرد که دانشجو این قشر آسیب پذیر را شرمنده خانواده نفرمائید چرا که شهریه دانشگاه آزاد سر سام آور بوده و افتادن در یک درس تبعات زیادی را در بر خواهد داشت.از طرفی امروزه اکثر دانشجویان دانشگاه آزاد زیاد دنبال علم آموزی نیستن چرا که سیستم آموزشی غلط بوده و ثمره تحصیل در آن فقط اخذ کاغذ پاره ای بیش نبوده و با در دست داشتن آن هم زیاد توفیقی نخواهد داشت و از نگاه دیگر هم من دانشجو اگر درس خوان بودم جایم دانشگاه آزاد نبود.در کل دانشجوی مظلوم درکی از درس شما دارد ولی شاید لیز خوردن خودکار روی ورقه با مشکل روبرست . لذا توصیه می کنم اگر امکان داشت نمره قبولی را برای دانشجویان تان در لیست نمرات وارد نمائید که بنده در این شب بر آورده شدن آرزوها دعا خواهم کرد که آرزوهایتان بر آورده شود .

با سپاس 

نوشته شده توسط نویسنده در | | لينک به اين مطلب
فرا رسیدن ایام سوگواری مظلومه صابره تسلیت باد
با توجه به فرا رسیدن ایام فاطمیه شعری از خودم در رسای آن حضرت براتون می زارم امیدوارم خوشتون بیاد

شقایق
شقایق قصه ای دارد نگفته

میان سینه اش داغی نهفته
شقایق قصه می گوید برایم

زدرد و غصه می گوید برایم
شقایق صورتش گردیده نیلی

روایت می کند از ضرب سیلی
شقایق قصه ها دارد به سینه

حکایت دارد از شهر مدینه
شقایق از علی می گوید امشب

علی را در علی می جوید امشب
شقایق ناله های زار دارد

شقایق دست بر دیوار دارد
شقایق کرده از ظالم شکایت

دفاع بنموده از اصل ولایت
شقایق چهره ای معصوم دارد

شقایق قبر نامعلوم دارد
شقایق اصل قرآن مجید است

شقایق هیجده ساله شهید است
اگر پرسی زکوه و دشت و صحرا

اگر خواهی بدانی نام گل را
بگویم نام گل را تا بدانی

زکیه زهره و مرضیه زهرا

مدینه ـ شهریور۱۳۸۰

نوشته شده توسط نویسنده در | | لينک به اين مطلب
آشنایی با شاعر توانای آستارا جناب منصور سفید گر

با سلام امروز با یک پست جدید که بر آن شدیم  شاعری توانا وبا ذوق آستارایی را که سالها گوشه نشین بوده را به شما دوستان معرفی کنیم

آقای منصور سفید گر متولد ۱۳۴۴ است که در یک خانواده متوسط و مذهبی به دنیا آمده و در ۵ سالگی به  لحاظ ضرورت شغل پدر از اردبیل به آستارا آمده است و دوران ابتدایی و راهنمایی و متوسطه را در آستارا گذرانده است از همان دوران کودکی اهل هنر و ذوق بوده و در ده سالگی فعالیت هنری خود را در رشته تئاتر و نمایش آغاز کرده است.

و در دوران بعد از انقلاب در گروه هنری صمد بهرنگی شروع به فعالیت نموده و در نمایشنامه های چون: ۲۴ ساعت در خواب وبیداری - ماهی سیاه کوچولو-ماه در کایلنا می درخشد( به کار گردانی امیر ثابت) و در اجرای دکلمه ها به ایفای نقش پرداخته است.

البته در نمایش نامه های دیگری از جمله : انسجام -آخرین امید - کابوس - زالو - بچه تابستان  - اکازیون به ایفای نقش و کارگردانی پرداخته است .

اما در خصوص شعر و شاعری خود می گوید:از سال ۱۳۶۰ تا کنون بطور ضمنی با ادبیات سر گرم شده و احساس نمودم تنها چیزی که می تواند علایق و احساسات مرا تسکین دهد ادبیات می باشد و با آثار شاعران کلاسیک ونو :سعدی وحافظ و شهریار ونیما  خصوصا مهدی اخوان ثالث آشنا شده و بیشتر  نوشته هایم تحت تاثیر این بزرگان می باشد.

وی  فارغ التحصیل زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه تبریز است و مدت ۲۳ سال است که به عنوان معلم در حوزه علم و فرهنگ فعال است و ذیلا  یک نمونه از شعر ایشان را درج می کنیم که امید واریم مورد پسند قرار گیرد.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نویسنده در | | لينک به اين مطلب
و از منادیان بشنو

فرق عشق و دوست داشتن




عشق در لحظه پديد مي آيد، دوست داشتن در امتداد زمان.
عشق معيارها را در هم مي ريزد، دوست داشتن بر پايه معيارها بنا مي شود.
عشق ويران کردن خويش است و دوست داشتن ساختني عظيم.
عشق ناگهان و ناخواسته شعله مي کشد، دوست داشتن از شناختن سرچشمه مي گيرد.
عشق قانون نمي شناسد، دوست داشتن، اوج احترام به مجموعه اي از قوانين طبيعي است.
عشق فوران مي کند چون آتشفشان و شره مي کند چون آبشاري عظيم، دوست داشتن جاري مي شود چون رودخانه بر بستري با شيب نرم.
عشق، دق الباب نمي کند، حرف شنو نيست، درس خوانده نيست، درويش نيست، حسابگر نيست، سر به زير نيست، مطيع نيست، ديوار را باور نمي کند، کوه را باور نمي کند، گرداب را باور نمي کند، زخم دهان باز کرده را باور نمي کند، مرگ را باور نمي کند.

هر وقت خواستي دوستي رو براي خودت نگه داري، وقتي بهش محبت کن که انتظاره محبت رو نداشته باشه! آدما وقتهايي که به محبت احتياج دارن، جوري رفتار مي کنن که نشون بدن هيچ احتياجي به محبت ندارن! هيچ وقت از بي موقع محبت کردن نترس، اينجور کارها رو بايد عآدت کني بي موقع انجام بدي

نوشته شده توسط نویسنده در | | لينک به اين مطلب